جمعه ٢٥ اردیبهشت ،۱۳۸۳

تفاوت تاريخی؟

چند روز پيش رمانی خواندم به نام ''مرگ پادشاهان''  قسمت دوم رمان چند جلدی امپراتور. رمان درباره زندگی ژوليوس سزار است که البته واقعيت را با مقادير زيادی داستان سازی درهم آميخته است. خواندن اين کتاب و اشاره‌ای که در يکی از وبلاگها به رستم و شاهنامه ديدم مرا به اين فکر انداخت که تفاوت فرهنگی گذشته تاريخی ما و رومی‌‌ها٬ شايد٬ آنچه باشد که فاصله کنونی تمدنهايمان را می‌سازد.
در نگاه اول آنچه جلب توجه می‌کند تفاوت ارزشها در دو فرهنگ متفاوت است٬ و اين نه لزوماْ به معنای وجود ارزشهای گوناگون است که بيشتر در تعريف وتفسير مفهومی ارزش و اولويت‌بندی‌ ارزشها شکل می‌گيرد. نمونه‌ اينکه بر خلاف آن چيزی که دوست گرامی درباره شاهنامه و رستم نوشته بودند به نظر من بارزترين جنبه شخصيتی رستم در شاهنامه آزادی‌خواهی است٬ البته به سبک خودش٬ برخلاف نمونه انسان غربی ديروز و امروز رستم آزادی را بيشتر به معنای آزادگی به کار می‌برد و در اين راه از قانون گريزی هم ابا ندارد. او می‌داند که اگر در برابر اسفنديار سر تسليم فرود آورد راه صحيح را انتخاب کرده٬ او می‌داند که اسفنديار شاهی دادگر برای ايرانش خواهد بود ولی سنگينی زنجير بر دستانش را يارا ندارد و نفرين ابدی را بر خويش می‌خرد تا ننگ اسارت را تحمل نکند. اين را مقايسه کنيد با مبارزان غربی که برای حفظ آزادی اجتماعی حاضر بودند هر‌گونه سختی و مرارت را تحمل کنند.
 يک مقايسه سطحی بين قهرمانهای ما و قهرمانهای غربی نشان می‌دهد که ما عمدتاْ طغيانگری را دوست داريم که برای حفظ آزادگی بر مجموعه حاکم می‌شورد و معمولاْ به هيچ قانونی پايبند نيست. و در مقايسه می‌بينيم که حتی رابين هود شاهزاده دزدان جنگل٬ وفاداری بی‌قيد و شرط به شاه را پايه مبارزه خود قرار می‌دهد. به نظر می‌رسد اين تفاوت برداشتی از آزادی عامل اصلی ناکامی ما در مبارزه برای آزادی باشد. مفهوم آزادی به معنايی که امروزه در ايران مطرح می‌شود و همه برای رسيدن به آن تلاش می‌کنند در واقع مفهومی وارداتی است که از طريق اروپا و توسط متفکران تحت تاثير آن مکتب معرفی شده است. کافيست برداشت نسلهای پيشتر از آزادی را با برداشت نسلهای جوان که برخورد بيشتری با فرهنگ غربی دارد مقايسه کنيم٬ تفاون دغدغه‌ها بسيار آشکار است. نگاهی بيندازيد به مصاحبه خبرنگاران نيويورک تايمز با زنانی در سنين مختلف از ايران. و در همين راستاست که روزگاری استقلال شعار اول صف مبارزان ايرانی بود و اکنون فقط روی خرابه‌های ديوارها و پارچه‌های خاک خورده يا در سخنرانی‌های فسيل شده سياسی به گوش و چشم می‌خورد. تعريفی از آزادی که مطابق واقعيت موجود جامعه کنونی ايران باشد شايد اولين قدم باشد برای مبارزه‌ای که بتواند ثمر بخش باشد.

آرش

................. ___________________________________________

شنبه ۱٩ اردیبهشت ،۱۳۸۳

 

تو اين چند هفته که ما نبوديم بعضی‌ها از فرصت استفاده کرده و شديداْ دست به افشاگری زدند. آقا ما شديداْ همه چيز رو تکذيب می‌کنيم.

شنيديد جديداْ چقدر آقايون متقاضی شغل هيزم شکنی زياد شدن؟ دليلش رو اينجا بخونيد.

کسی می‌دونه چطور می‌شه به يه مطلب خاص وبلاگ لينک داد؟

آيدا

................. ___________________________________________

[ خانه| آرشيو | پست الكترونيك ]






کاريکاتورهای آرش آرشيو
پست الكترونيك



می خوانيم



فروغ
نسیم جنوب
پرشين‌بلاگ