چهارشنبه ٢۳ شهریور ،۱۳۸٤

 

در نیم کره جنوبی زمین، شبها هنوز ته مانده خنکی زمستان رو همراه دارند و روزها خودشون رو برای آمدن بهار آماده می کنند.
چند هفته ای از کوچ* ما به بریزبینٍ استرالیا می گذره و هنوز مدت زیادی لازمه تا من یاد بگیرم که لازم نیست هر لحظه وضعیت آب و هوا رو گزارش کرد.
با انگلیس و همه خوب و بدش خداحافظی کردیم. با هوای مه گرفته و خواب آورش، شهرهای زیبا و آرام، روستاها، مزرعه ها، گاوها و گوسفندهای همیشه گرسنه،  آسمان همیشه ابری، حتی توی دلمون با پیر زن و پیرمرد بداخلاق طبقه پایین هم خداحافظی کردیم. خاطره ها ولی همیشه به یاد خواهند موند. هر چیزی می‌تونه درخت گیلاس و روزهای خوبی که توی رانکورن گذروندیم رو به یادمون بیاره یا خیابونهای لیورپول رو یا سکوت و زیبایی خسته کننده مکلسفیلد رو یا حتی لندن و لیدز و چستر و ...  دوستیها رو هم برای همیشه توی دلمون نگه می داریم و همه اونهایی رو که بودنشون بهمون احساس آرامش و امنیت داد.


بریزبین اما یه دنیای دیگه ست. بافت شهری و زندگی که توش جریان داره رو دوست دارم و همین طور رودخونه زیبا و پیچ در پیچ و پوشش گیاهی که گاهی بوشهر رو به یادم می آره. زیبایی این شهر در همون ساعتهای اول ورودمون ما رو هیجان زده کرد.
تا اینجا همه چیز خوب پیش رفته . مقدار زیادی از این احساس خوب رو دوستهای خوبمون باعث شدند که از مراحل اولیه تصمیم گیری با ما همراه بودند و به راحتی می تونم بگم که بدون اونها حتی تصمیم گیری برای آمدن برامون خیلی سخت تر می شد.بودنشون و کمکهاشون باعث شد ما حتی برای چند دقیقه توی این شهر، این کشور و این  قاره که برای اولین بارپا روی خاکش گذاشتیم احساس غربت نکنیم. می خوام بدونند که قدر کمکها و صمیمیت و یکرنگی شون رو می دونیم حتی اگه به زبون نمی آریم.

پ.ن: بابای عزيز ممنون از اينکه پاييز رو به من معرفی کردی و همينطور ممنون بابت همه راهنماييهات. محبت‌های هاله هم فراموش نمی‌شه.


* کوچ منو یاد ارکیده می اندازه که نوشته هاش رو خیلی دوست دارم

آيدا

................. ___________________________________________

[ خانه| آرشيو | پست الكترونيك ]






کاريکاتورهای آرش آرشيو
پست الكترونيك



می خوانيم



فروغ
نسیم جنوب
پرشين‌بلاگ