چهارشنبه ٥ شهریور ،۱۳۸٢

کمی تا قسمتی نيمه ابری

 

خورشید خانم یکی از اولین زنان وبلاگ نویس است که در بعضی نشریات الکترونیک نیز فعالیت می کند و در واقع یکی از مشهورترین دختران دنیای وبلاگیست. چند روز پیش شرح مقدمات ازدواجش را از زبان خودش خواندم ،باتوجه به شرایط خاصی که برای ازدواجش تعیین کرده بود (از جمله دريافت بيمه درمان به عنوان مهريه،گرفتن حق طلاق -مسافرت و کار ) بسياری از وبلاگ نويسان در اين مورد اظهار نظر کرده و اينکار را حرکت مثبتی در زمينه احقاق حق زن ناميده اند.

  به این بهانه:


 مدتهاست که وبلاگش را می خوانم 
متعجب شدم از شيوه ازدواجش،دختري که  مي خواند،مي نويسد،مي انديشد وگهگاه مبارزه مي کند چرا بايد ابزارش گريه باشد؟آيا دخترها راهي بهتر از زار زدن و واسطه کردن يک مرد براي گرفتن حقشان(اشاره به متن وبلاگ خورشيد خانم)ندارند؟ کسي که اينقدر با دقت عقد نامه را مطالعه کرده که بند بند آن را می شناسد، نمي داند که مهريه حاضر را جايگزين مهر غائب کرده؟(توضيح:مهر حاضر مهريست که بعد از ازدواج دريافت می شود و دريافت آن ربطی به طرح  طلاق ندارد)  آيا آقاي داماد مجبور نيست براي پرداخت مهريه(بيمه خدمات درماني) فرداي روز عقد به بانک مراجعه کند؟ (در حاليکه حتی سکه طلا در اکثر موارد هيچ جنبه اجرايي ندارند و تا هميشه در سند ازدواج فراموش مي شوند)آيا دختراني که احتمالاً اين حرکت را الگو قرار مي دهند مي دانند که وقتي دختري مي گويد مهريه نمي خواهم يعني ترجيح ميدهد يک رابطه عاطفي را بر پايه پول استوار نسازد، و آيا پرداخت حق بيمه خدمات درماني جزتضمين مالي مفهومي دارد؟در ماه گذشته با توجه به طرح الحاق  به کنوانسيون رفع تبعيض زنان و همچنين انتشارآمارکتاب خواني،مطلب بسياري از وبلاگها و نشريه هاي الکترونيکي به بررسي علل دور ماندن زنان و دختران ايراني ازحقوق اوليه شان اختصاص داشت  (مطلب کاپوچينو و وبلاگ چرا نگاه نکردم را مثال مي زنم) همه فقط گزارش مي دهند و مي پرسند، دريغ از برداشتن يک قدم .آيا دختري مثل خورشيد خانم که اينقدر در ايران شهرت و فعاليت اجتماعي دارد که احتمالاً الگوي بسياري از دختران هم نسلش است(بخصوص در ميان وبلاگ نويسان)بهتر نيست با يک حرکت  حساب شده  قدمي براي بهبود اين وضع بردارد؟تعجب من زماني بيشتر مي شود که اکثر وبلاگ نويسان(بخصوص زنان) حمايت همه جانبه شان را از اينکار اعلام مي کنندو خوشحالند که يک دختر ايراني توانسته با گريه پدرش را راضي کند که مهريه اش سکه طلانباشد و همچنين توانسته با گرفتن امضا از شوهرش اجازه کار و سفر بگيرد یعنی در واقع اثبات کرده که برای کار یا مسافرت احتیاج به اجازه شوهرش دارد و او توانسته این اجازه را بگیرد.
مي خواهم بدانم اگر تو و من و خورشيد خانم اينگونه باشيم ،چه کسي بايدحق زن ايراني را بگيرد؟


آيدا

پ.ن:من با خورشيد خانم هيچ دشمنی ندارم کلی هم خوشحال شدم از ازدواجش

................. ___________________________________________

[ خانه| آرشيو | پست الكترونيك ]






کاريکاتورهای آرش آرشيو
پست الكترونيك



می خوانيم



فروغ
نسیم جنوب
پرشين‌بلاگ