جمعه ٢٤ امرداد ،۱۳۸٢

ادامه سفرنامه

کلی استخاره و فشار به مغزمون سر تصميمگیری اينکه برويم يا نرويم

انتظار و مسخره بازی برای پيدا کردن تاکسی خالی

نميرسيديم که ،هر چی ميرفتيم نمی رسيديم(رستوران  تو يکی از شماليترين خيابونای لندن بود{کلاسش منو کشته})

تماس تلفنی ،اطلاع از اينکه باز تشريف دارن يا نه و رزرو ميز از ترس پر شدن جاها(!!)

دريافت صورتحساب ۳۳ پوندی از دستان مبارک خانم راننده

ورود به رستوران شکوفه و مشاهده اينکه يه رستوران خيلی معموليه و غير از يه ميز بقيه خالين

شنيدن خبرتکان دهنده دريافت ورودی حداقل ۲۰پوند اززبان گارسون

اطلاع از اينکه خواننده اسمش سامانه ولی همونطور که محمد(گارسون)با محمد معروف فرق داره اونم با سامانی که ما ميشناسيم فرق داره

پخش کليپهای n سال پيش اندی با کيفيت افتضاح در فواصل استراحت خواننده(که بدليل بالا بودن توانايی هر ۵ دقيقه يه بار اتفاق می افتاد)

کلی شوخی و خنده و عکس .........غذاش بد نبود البته

دريافت صورتحساب ۱۱۵پوندی با چشمان از حدقه درآمده

معطلی نيم ساعته بدليل سهل انگاری گارسون که باعث شد آخرين مترو رو از دست بديم

 حالا ساعت ۱۲ شبه و لندن به اين گندگی و تنها راه که اتوبوس شبه ،بعد از کلی معطلی يه اتوبوس پيدا شد که ما رو تا مرکز شهر ميرسوند،تو راه بحث داغ پيدا کردن ريشه نحسی اون روز بودو شهاب اصرار داشت منبع نحسی انتخاب شه.مرکز شهر شهاب از ما جدا شد و ما بعد از اندکی تحقيق به اين نتيجه رسيديم که گمشديم(در واقع خونه و راه گم شدن)  واحتمالاًتا صبح مهمون خيابونيم اين بود که به پيشنهادآقای نويد(همينجا ازش تشکر ميکنيم)تو يکی از ايستگاههاشروع کرديم به بزن و برقص بندری که البته بعدش تبديل شد به نوحه خونی و سينه زنی بوشهری(ساعت۲شب) بخدا مست نبوديم فقط برای اينکه نااميد نشيم زيادی احساس بهمون دست داده بود. خلاصه نميدونم چجوری يه اتوبوس از غيب رسيد و ما ساعت ۵/۳در کمال ناباوری رسيديم خونه و خدا رو شکر کرديم که نحسی زياد جدی نبوده و هممون سالميم.

فردا صبح عليرغم توبه های متعدد شب قبل باز زديم بيرون و کلی وسايل خونه مالزيايی قشنگ ديديم ، عصرهم که ما برگشتيم خونه(تو قطار همش خواب بوديم)چقدر دلمون برای خونه و درخت گيلاس تنگ شده بود.

با همه اتفاقايی که افتاد و گرمای غير قابل تحمل هوا(مخصوصاً برای ما که تو سردسير بزرگ شديم)سفر باحالی بود؛جاتون خالی!! 

آيدا

................. ___________________________________________

[ خانه| آرشيو | پست الكترونيك ]






کاريکاتورهای آرش آرشيو
پست الكترونيك



می خوانيم



فروغ
نسیم جنوب
پرشين‌بلاگ