احساس کردم بعضی ها از نوشته قبلم اينطور برداشت کرده‌اند که خودم دارم همان کاری را می‌کنم که در موردش نوشتم. چند بار خواندمش ولی متوجه نشدم که جايی به کسی توهين کرده باشم. البته به دو دليل ميشود چنين برداشتی کرد يکی اينکه من زياد از حرفهای ديگران که بعضاْ توهين آميز بودند نقل قول کردم و اين باعث شده مطلب کمی تند به نظر برسد( اينها اغلب کلمات و جمله های مشابه بودند٬ اصلِ کلمات خيلی توهين آميز تر از اينها بود!) و ديگر اينکه چون زبان نوشته زيادی عاميانه است٬ با اينکه با آرامش کامل نوشته شده٬ ممکن است کمی عصبانی به نظر برسد که در اين‌صورت هم حداکثر می‌تواند اعتراض بنمايد نه توهين.با اين حساب در حالت خاص اگر کسی متن را با يک لحن عصبانی بخواند و با توجه به اين٬ بعضی کلمات را متفاوت با آنچه هستند ببيند(مثلاْ نتوانست را ترجمه کند عرضه نداشت) و بين اعترض و توهين هم تفاوت نگذارد  ممکن است....
با وجود اينکه خودم را از مخاطبين مطلب جدا نکردم ولی راستش مخصوصاْ در اين يک مورد اصلاْ دوست ندارم مثل کسانی که لالايی بلدند و خواب نمی‌روند عمل کنم. اصلاْ قصد توهين به کسی را ندارم٬بنابراين اگر کلمه توهين آميزی در متن هست که از زبان من به فرد يا افرادی نسبت داده شده لطفاْ بگوييد تا حذفش کنم.

يک توضيح کوچک هم لازم است و آن اينکه اشاره ام به کسانی که به عنوان مخالفان انتخابات ازشان نام بردم٬ فقط شامل کسانی می‌شود که علاوه بر اينکه به هر دليل با کل حکومت فعلی و اصلاح طلبان  مخالفند٬ با شعار بر اندازی٬  اين گروهها و حتی مردمی که قصد رای دادن دارند را به باد ناسزا  گرفته‌اند. وگرنه مخالف رای دادن بودن ٬تبليغ کردنِ آن٬ حتی اصرار کردن با استدلال که حق هر کسی‌ست.چيزی که آزار می‌دهد ''مرگ بر'' شنيدن است(آنهم از زبان کسانی که مدعی آزادی انديشه هستند)٬ نه مخالف شرکت در انتخابات بودن.

اين زبان نوشتاری هم دردسر شده برای من. از وقتی موضوعش در وبلاگستان مطرح شده٬ هر بار که می‌نويسم کلی عذاب وجدان دارم که يک تيشه کمتر به زبان فارسی بزنم! ولی خيلی سخت است. کاملاْ کتابی نوشتن (در وبلاگ)خيلی سخت است و بعضی وقتها نمی‌توانم احساسم را با آن بيان کنم! همانقدر که بکار بردنش برای نويسنده و خبرنگار آسان است٬ برای من که زياد تمرين نوشتن نکرده‌ام سخت.اصلاْ هم دوست ندارم سرم را بيندازم زير و هر کاری که راحت تر است انجام بدهم.از طرفی شکسته نوشتن هم بعضی وقتها زيادی شور می‌شود و باز هم مشکل بوجود می‌آورد.
کاش يک آدم خير پيدا می‌شد کمی هم در مورد اينکه ''چگونه شکسته ولی صحيح بنويسيم'' اطلاعات می‌داد.البته نمی‌دانم خودِ اين تيتر قابل تعريف هست يا نه!

آيدا

/ 5 نظر / 9 بازدید
مهستا(هوای پریدن آبی است)

آيدا جون می ترسم اينجا يه نظری بدم به جرم تبليغ برای وبلاگ ناپدید شدم دستگير شم حداقل يه تبصره می ذاشتی

آيدا

مهستا جان اگه مطلب قبلم رو بخونی متوجه می‌شی که حداقل تو وبلاگ ما به خاطر کامنت تبلیغاتی دستگير نمی‌شی!

محمد

سلام:کتابی است به نام (فن داستان نویسی) ، گرد آورنده و مترجم محسن سلیمانی ، مؤسسه انتشارات امیرکبیر(تهران میدان استقلال) اگر بخوانی به شما خیلی خیلی کمک و راهنمایی خواهد کرد . ایام سعادت مستدام باد.

arash

شکسته ولی صحيح؟ خانم جان هر جوری که دوست دارين بنويسين! عجيبه ها! شما اينجا بايد هر طوری که ميخواهين ، حس ميکنين، چه ميدونم هر جور دوست دارين بنويسين ، به کسی چه!! ما ديگه ادمهای واقعا عجيبی شديم ، مردم به همه کار آدم کار دارن!! پی نوشت : ديدين شکسته ولی صحيح نوشتن چه راحته؟ (((:

آیدا

آرش جان من به زبان فارسی کار دارم نه به حرف ديگران. فقط دوست ندارم کاری را که ممکن است اشتباه باشد در مورد به کار گيری زبان فارسی انجام دهم وگرنه ديگران که زيادند و نظراتشان متفاوت:)