مهد کودک

يه عمر از درس شيرين زبان انگليسی فرار کردی ٬ هيچوقت ازش خوشت نيومده ٬ تو مدرسه و دانشگاه فقط جوری خونديش که نمره بگيری٬هميشه ديدی که دوستت و دشمنت و آشنا و غريبه و همسن و سالها و بزرگترا و کوچکترات ميرن کلاس زبان که   زبانشونو تقويت کنند ٬گفتی به من چه! من نه حوصلشو دارم نه علاقه اشو (آرش ميگه املای صحيحش اينه ٬گردن خودش) و نه انگيزش رو٬ هيچ وقت هم به روت نياوردی که تو کارت چقدر به دردت ميخوره ٬کلی هم به دو تا خواهرت خنديدی که چقدر زبان رو جدی ميگيرند. بعد يه دفعه چشمتو باز ميکنی ميبينی داری تو يه کشور انگليسی زبان زندگی ميکنی اونم کجا!! انگليس .حکايت منه.  چند روزه ميرم کالج بلکه يه کم انگليسيم بهتر بشه. کلاسمون خيلی جالبه ٬بيست٬سی نفری هستيم از کشورهای مختلف٬ ليبيايی زياد داريم ٬چينی و اسپانيايی هم زياده يه تعدادی هم ترک وايتاليايی و عراقی و .... و چون کلاس خيلی جدی نيست ٬هرکس هر قدر دوست داره (بدون توجه به سنش)شيطونی ميکنه .هنوز همه لولها با هم هستند به خاطر همين معلم مجبوره يه جوری صحبت کنه و ادا هم دربياره که خيلی ضعيفا هم بفهمند. امروز ٬ داشتم فکرميکردم اگه يه نفرندونه اينجا چه کلاسيه و فقط صداهای تو کلاس رو بشنوه حتماْ فکر ميکنه مهدکودک آدم بزرگهاست04.gif معلمه خيلی آروم و شمرده میپرسه اگه گفتين اين سيبه چه رنگيه ٬ بچه هاباهم  ميگن: ق ــــــرــــــمز

آيدا

/ 9 نظر / 11 بازدید
vahid

خانوم اجازه ! سيب زرد هم داريم

سپهر

اولا اون که زرده سيب نيست و پرتقال دوم اينکه مگه چيه همه ميرن مهدکودک

مو

او که زردن پرتقال نی .پجوتن خو.

nazi

سلام ايدا جان ايميلم رسيده بود؟ قربانت

reza

سلام او که زرد بيد پرتقال بيد سيب نبيد

vida

ميبينم که ه ه ه آخرش به حرف ما رسيدی:d جالبيش اينه که ما اينهمه خونديمو همينجا مونديم.تو هيچی نخونديو رفتي.....ضمنا اوکه زردن هم ميتونه سيب باشه هم پرتقال هم پجوت ددی جونيم

nazi

عامو ای پجوت چنن ای ويدا خانم همش ميگه؟ جون خوتون بيگين.