بازگشت

ما برگشتيم خونه.

/ 3 نظر / 5 بازدید
فاطمه

سر انجام مي آيد اويي که آشناي همه و مهربانترين است و آن روز اشکها نيز مي خندند و صبر و انتظار فرجام خود را جشن مي گيرند تا امتي چشم براه ، قهقه اي مستانه بزند و از دامن پر مهرش شاخه ايي ازگل رستگاري بچيند و آن روز ديرنيست

Mona

khosh oomadin.....be omide didar