آدم و فرشته

نميدونم گاهی ما چه اصراری داريم آدم رو از خصوصياتش خالی کنيم. خيلی شنيديم که توی راديو يا تلويزيون روزی رو آرزو می کنن که تو دنيا حسادت٬ بخل و .... نباشه. من معتقدم اينا همه خصوصيات آدمه همونطوری که مهربونی هست عصبانيت هم هست و همونطور که دانائی هست جهل هم هست. به نظر من کسی نمی تونه بگه زندگی با جهل بدتر از دانائی هست. گرچه کسی مخالفش رو هم قبول نداره.

چند روز پيش تو يه وبلاگ اين مطلب رو خوندم. نويسنده مثالهای مختلفی آورده از زنانی که می شناسه و کارهائی که می کنن و به نظر نويسنده جرمه. مثلا زنی که آدرس نمی تونه بگيره يا زنی که دنبال چشم و هم چشميه و..... منظور نويسنده رو دقيق متوجه نشدم ولی مشکل من با اساس و شيوه بحثش بود. تعداد زيادی از مثالهائی که آورده نمونه های احساسات انسانی هست که با ذات آدمی اومده. و بعد به اين نتيجه رسيده که جامعه زنان ما اگه می خواد به جائی برسه بايد اين واقعيتها رو ببينه و باهاشون مقابله کنه. چرا؟

اما از اين باحالتر جوابيه يه وبلاگ ديگه به اين مطلب بود. يه خانم اومده در جواب يه سری مثال از جنايات آقايون زده و آخرش هم نتيجه گرفته که «زنان نيز بايد به درجه ای از خودباوری واستقلال فکری برسند که هيچ مردی نتونه اونها رو به باد انتقاد ويا احيانا تمسخر بگيرند.» نميدونم رسيدن به جائی که کسی نتونه از آدم انتقاد بکنه رسيدن به کماله يا رسيدن به ديکتاتوری٬ ولی من شديدا معتقدم آدم با ضعفهاش آدمه. هر چی نباشه تو اسلام هم ميگن برتری آدم به فرشته توانائی گناه کردنشه!

/ 1 نظر / 6 بازدید
vahid

خوندم قابل تامل است