ساده يا گلدار؟

دو سه روز پيش فيلم عروسيمون به دستمون رسيد٬ بعد از ۶ ماه! البته فيلمبردار حدود يک ماه پيش تحويل داده بود ولی تا به دست ما رسيد کمی طول کشيد.من حداقل ۴ بار با مسئول اون عکاسی که باهاش قرارداد بستيم صحبت کردم. اولين بار قبل از بستن قرارداد و آخرين بار نيم ساعت قبل از شروع فيلمبرداری. اصلاْ هم درخواست عجيبی نداشتم فقط ميخواستم فيلمی که تحويل داده ميشه مستند باشه. از همون اتفاقهايی که ميفته فيلم بگيرن نه اينکه ازمون بخوان براشون فيلم بازی کنيم. و بهش اعلام کردم که ما ميدونيم با توجه به اين درخواستمون ممکنه بعضی اتفاقها از قلم بيفته٬از نظر ما اشکال نداره.
زمان بستن قرارداد:
من: ما فقط چند تا عکس تو آتليه ميخوايم.عکاسی مراسم رو خودمون انجام ميديم. و فيلمبراری رو هم به شرطی از شما کمک ميگيريم که فيلمنامه اش رو از قبل ننوشته باشيد.
آقای صادقی:ما فقط سفارش کامل قبول ميکنيم يعنی عکاسی در آتليه (که حداقل بايد ... تا عکس بگيريد) -عکاسی در باغ ( ميتونيد وقتی عکاس اومد اونجا و ۲۵هزارتومن حق القدمش رو گرفت بگيد که ازتون عکس نگيره) - فيلمبرداری کامل با ميکس و همه چی.
اولين فکری که به ذهن آدم ميرسه اينه که خوب ميرم يه جای ديگه ولی بعد از دو دقيقه يادت مياد که ساده ترين عکسهايی که ديدی مال همين عکاسی بوده و به خاطر همين با وجود اينکه خيلی گرونتر از جاهای ديگه هست انتخابش کردی.

اما اتفاقی که افتاداين بودکه توی مراسم به جای اينکه فيلمبردار خودشو با اتفاق ها هماهنگ کنه ٬اتفاقها بايد با ايشون هماهنگی ميکردن يعنی مثلاْ به جای اينکه به خودش زحمت بده و آماده بشه که وقتی ما وارد شديم فيلم بگيره٬ با آرامش سر جاش نشسته بود و دستور داد ما بريم بيرون و يک بار ديگه وارد شيم.از اين کارهايی که من متنفرم. قبل از هر صحنه هم اول فيلمنامه رو ميخوند.اينکه ما بايد از کجا حرکت کنيم ٬با سرعت ۱۰۰ متردر ساعت و کجا توقف کنيم.راستش ما اون شب اصلاْ حوصله سر و کله زدن نداشتیم (غير از يکی دو مورد)و مطمئن بودیم که اگه حرف زدنمون اثر داشت٬ کار به اينجا نميکشيد.

حالا نتيجه کار شده باعث تفريحمون و اينکه بشينيم حدس بزنيم که اينجا چی ميگفتيم. مثلا يه قسمت از فيلم هست که هر کس ببينه فکر ميکنه من دارم ميگه ''آرش عزيزيم تو بهترين مني٬من بدون تو هيچم''در حاليکه من داشتم ميگفتم ''آرش اگه من جيغ زدم نترسيا يه سوسک داره مياد طرفم''.
البته در مجموع کلی لذت برديم از يادآوری اون لحظات و ديدن چهره های اقوام و دوستان . قراره در يک فرصت مناسب  بشينيم صحنه هايی که دوست نداريم رو حذف کنيم.
مطمئنم اين نوع مشکلات هر چند که به نظر بعضيها ممکنه مسخره باشه ولی برای خيلی از آدمها وجود داره.اينهم يه نمونه ديگه

نکته ۱: بطور کلی چيزی که اصلاْبرای مغازه دارهای ايرانی جا نيفتاده اينه که آدم حق داره در مقابل پولی که میپردازه تا جايی که امکان داره نظرش رو اعمال کنه.

نکته ۲: اگه ما دوست داشتيم روی فيلم و عکسهامون کلی مونتاژ عجيب و غريب بشه ( که وقت و کار بيشتری ميبره) آقای عکاس و فيلمبردار اينقدر سخت نميگرفتن که برای ساده بودن و خودمون بودن.

نکته ۳: دليلشون برای عمل نکردن به خواسته ما اين بود که  يک سری استانداردهای خاص دارند (برای ساخت موشک) و چون فيلم به اسم شرکتشون هست .... خودمونيش ميشه اينکه برای ما مهم نيست که شما خوشتون بياد يا نه! ما سعی ميکنيم نظر اکثريت بيننده های فيلم رو تامين کنيم ( جلب مشتری بيشتر) حالا مهم نيست که شما جز اون عده باشيد يا نه.

نکته ۴: اگه فکر ميکنيد هر چه مراسم عروسی ساده تر باشه کم خرج تره در اشتباهيد. برای ما که دقيقاْ برعکس بود يعنی برای هر چيزی که دوست داشتيم ساده باشه ( لباس و دسته گل و عکس و فيلم وآرايشگاه ...) مجبور شديم چند برابر پول بديم .

آيدا

/ 5 نظر / 13 بازدید
saboor

salam.baraton arezoye movafaghiyat mikonam.va a khoda mikham ke khoshbakht beshin.nazaret ro darbareye weblogam va hamintoor dar morede tabodle link beram benevis.age omadi to weblog ye sari be bakhshe didaniha bezan

پويا

سلام . مبارک باشه ! راستی جای اين مجتمع همون جايی که گفتی تقريباْ درسته . [چشمك]موفق باشي.

قهوه چی !

سلام. فکر نکنيد اين مشکل فقط برای شما يا فقط در مراسم عروسی اتفاق می افتد. يادم هست وقتی در کميته برگزاری جشن فارغ التحصيلی بودم وسواس بسيار زيادی برای عکاسی و فيلمبرداری به خرج داديم و هميشه از همان روز اول ميگفتيم تنها چيزی که از اين مراسم برامون ميمونه همين عکس و فيلمه......تمام اين توصيه های ساده بودن و ... را ما هم به عکاس و فيلمبردار کرديم ولی وقتی فيلم اماده شد اولا آنکه معلوم شد دوتا از دوربينها اصلا فيلم نداشته يا فيلمهارا اشتباها پاک کرده بود!!!! و در ميکس هم سنگ تمام گذاشته بود و از مبتذل ترين جلوه های هنری!!! کارتونی مثل ريختن گل از هلی کوپتر و ... در فيلم جشن فارغالتحصيلی !!! استفاده کرده بود. حدود ۶ ماه فيلم بين ما و آنها رد و بدل شد و کلی با ايشان دعوا کرديم و کلی از همکلاسيها به خاطر اين موضوع از ما ناراحت شدن و.....آخر هم هيچ. خلاصه امروز تا متن شما را خواندم ناخودآگاه ياد اين جريان افتادم. حق با شماست. اينها فکر ميکنن خودشان هنرمندترين و با ذوق ترين هستند و لذا اهميتی به نظر مشتری نميدهند و دست آخر سليقه خودشان را اعمال ميکنند......به هر حال مبارکه. ان شاءالله که خوشبخت باشين.

حمید. م.

بايد ميرفتيد سراغ ُپيچکاکُ عکاس عروسی رضا داداشم. آرش که ديده بودش آخر هنر است و فيلم برداری. در ضمن از بابت تاخير در ارسال عکسهای عروسيتان معذرت ميخواهم ولی چون فيلمهايش را نميشود پيوست کرد تنها راه ديدنش اين است که بشينيد و دعا کنيد که من بيام پيش شما.